|
شعرهایی در مورد عشق
|


تودرختی ولی افسوس سایه بون برام نمی شی
من گلم یه گل عاشق تو به جسم من یه نیشی
نمی خوام شعربگم از تو موضوعای بهتری هست
پشت این سیاهی شب دنیای قشنگ تری هست
%%%%%%%%%%%%%%%%%%%
گریه نکن با گریه هات چیزی درست نمی شه
تو اینجایی اون لب مرز اشکات که پست نمی شه
غصه نخور داد نزن هیچی عوض نمی شه
پرنده عاشق باشه وتووی قفس!؟ نمی شه
توو فکراوخیال من توهرشب و روز هستی
الان شاید یه گوشه ای به فکر من نشستی
&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&
تابستان گرمیست ....
مردم آفتاب را نفرین می کنند!
نگران نباشید
بازهم سرما می آید
و
صورت ماه دوباره یخ می کند!
تنها نشسته ام با اشتیاق کم آن جا پر از صدا اینجااتاق غم
یک معجزه مرا آزادمی کند لبخندکی مرا پر شاد می کند
من انتظارراهرگزنخواهمش
امید را بده در دل بکارمششایدکه فرصتی....هر لحظه می رود پاهای خسته ام هی باز میدود
شاعرنمی شوم با قصه های خود دیوانه می شوم باغصه های خود
افکارمن عذاب در لابه لای غم ای کاش می شدیم تنها برای هم
تنها وبیدل وبی همسفر منم این کفش پاره را ازپای می کنم
تنها میان عمر تکرار می شوم می خوابم هر شب و...بیدار می شوم
دراین مکررات یک فرد بالغی ای کاش با دلم می کردعاشقی
عاشق نمی شوم باحرفهای مفت حرف درست را هیچ آدمی نگفت
تنها میان خود دردانه می شوم هم شمع و هم گل وپروانه می شوم

|
| ||||||||||||||||


من که یادت داده بودم چی جوری زنده بمونی چی جوری بادل خسته واسه ی خودت بخونی
من که گفتم تا همیشه می مونم کنار چشمات گفتم هروقت که بخندی می میرم برای لبهات
توبایدزنده بمونی پاک و صاف و پر تلاطم نباید بشی میون جنگ و نامردمیا گم
زندگی دوباره چرخید الانم فصل بهاره هرکی اهل زندگی هست هر۴فصلش بهاره
به تو خیلی نزدیکم من بیشتر از این رگ گردن زنده می مونی به شرط باصفا زندگی کردن

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
یک قاب عکس خالی و یک انتظار زرد یک قلب گرم و آتشین در یک اتاق سرد
يك دفتر شعر قشنگ با شعر هاي ناب يك آشناي منتظر در رنج و در عذاب
هر روز در خیال هم هر شب بدون ماه هر لحظه من به یاذ تو چشمان من به راه
یک آرزو در قلب من تنها برای تو اما ولی چگونه و چون و چرای تو
یک روز میشود که تو این آرزوی کال یک عمر میشود که صبر تا لحظه ی وصال